بهاریّه!
بهار با ترانه های سبزش
در«پنجره» ی هوای بارانی
کلاسِ موسیقیِ گوش نواز راه انداخته است!
*********
لشکرمورچه ها بساط سبزه را
لگدکوب می کنند
تاشاید پای ملخی
به کف آرند و
به خلوت بخورند!
***********
دارکوب هایی که به تازگی
دوره ی ضمن خدمتشان را
گذرانده اند
سوار برگُرده ی درختان
بر طبلِ طرب می کوبند
*************
بادِ خبرچین
دامن کشان
عطرصد آغوشِ غفلت را
به دایره ی منکرات شهر می بَرَد
*********
سگهای چوپان
پارس کنان
زبانِ بسته ی گلّه را
از نیشِ بازِ گرگان
پاس می دارند
*******************
و شهر
درپایان یک کش وقوس نَفَس گیر
رها شده
درسکوتی رخوتناک!
************
************
ومن در این اندیشه که
«بهار آمد
به صحرا و...!»
شعر:حسین مختاری
+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 1:3 توسط حسین مختاری
|
«تئلیم خان» نام روستایی است در هشترود آذربایجان شرقی که نویسنده دوران کودکی خود را در آن سپری کرده است.