رشک ماه
دارکوب
تق تق می کوبد
عکس درخت
در برکه می لرزد!
*****
افقِ صبح روشن است
سرفه های همیشگی همسایه
جیک جیک یکریز گنجشگان
*****
ظهرِ دلچسب بهار
جست وخیز پسرک در میان گندم زار
پرواز یکپارچه ی بلدرچین ها
*****
بارانِ تندِ بهاری
طغیانِ ناگهانیِ رودخانه
چشمانِ خیسِ مادری سرگردان!
*****
شکوهِ کوهساران
آوازِ رودها
سکوتِ دیرسالِ گورستان!
*****
پنجه های تابان درمیانِ آب
عطرِپیراهنِ در مسیر باد
نقاشِ پیر درهجومِ خاطره ها
*****
گربه از درخت پایین می جهد
پرنده کوچ می کند
سکوت لانه می کند!
*****
مرغابیِ جا مانده ازگروه
جیغ کشان می گذرد
آسمان صاف است
لرزه بر اندام بید افتاده است!
*****
قصه ی شنگول ومنگول به آخرمی رسد
سرمای شب بی داد می کند
خواب از سر گرگ می پرد
*****
نسیم می وزد
قاصدک ها اوج می گیرند
سایه ای از دور دست پیدا می شود
*****
شب مادرم را می بوسم
رنگ از رخ تاریکی می پرد
ماه از دریچه فرود آمده است!
*****
صدایم می کنی
گل های لب پنجره
رنگ به رنگ می شوند!
حسین مختاری
«تئلیم خان» نام روستایی است در هشترود آذربایجان شرقی که نویسنده دوران کودکی خود را در آن سپری کرده است.