سرزمینِ آتش جاوید
در سرزمینِ آتشِ جاوید زاده ام
یک دستم آینه ، یک دستم آفتاب
لالایی ام سرودِ سمن بویِ چشمه ها
افسانه ام ترنّمِ آلاله های مست
آوازِ رودها نغمه ی هرصبح وشامِ من:
در دامنِ سهندِ سرافرازِ سرمدی!
دلتنگی ام،ولی،«شاهدِ» از دست داده ام:
قفقازِ مهربان،همزاد و نیمه ام!
ای مادر ای صبحِ زلالم چو ماهتاب!
قلبم به زیرِ سایه ی تو تابناک تر
ازجانِ عاشقان!
خاکسترم جوانه زند از نگاهِ تو
ققنوسِ من تویی.
ایرانِ دیرسال!
شیرانِ تیزپنجه ی تو
در شبِ هراس
آتش به دست
حارسِ این دشتِ پُر گل اند
این روبهانِ گُرگ نما در خیالِ خویش
میشانِ دشتِ سبزِ تو را
پوست می کَنَند!
باور نمی کنم!
این گرگِ خیره سر و پیر را دگر
دندان نمانده است!
شعر:حسین مختاری
«تئلیم خان» نام روستایی است در هشترود آذربایجان شرقی که نویسنده دوران کودکی خود را در آن سپری کرده است.